کد خبر : ۴۸۷۱۴۷ گروه : استان ها تاریخ انتشار :پنج شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶
خاورمیانه از جنگ نیابتی تا رویارویی مستقیم - سید محمد باقر نوربخش*

مقیم/ شکست داعش در عراق و حرکت روبه جلو دیپلماسی و حمله هماهنگ به تروریست ها از سوی جامعه بین الملل و همپیمانان دولت بشار اسد برای پایان دادن به جنگ داخلی خونین و فاجعه بار سوریه ، می رفت تا بارقه ای از امید هر چند کم سو برای برقراری آرامش و توقف تنش های پر چالش خاورمیانه را رقم زند اما گویی خاورمیانه قرار نیست ثبات و آرامش را تجربه کند و برخی بازیگران اصلی منطقه در رقابت بر سر ماندن و گسترش نفوذ خود بار دیگر شعله های بحران های جدیدی را روشن کردند که از آن زلزله ای جدید در منطقه نام برده می شود.

تغییرات داخلی در عربستان با روی کار آمدن سلمان بن عبدالعزیز آل سعود (متولد 31 دسامبر 1935) اغاز شد او پس از مرگ ملک عبدالله در سال 2015 بعنوان پادشاه هفتم و کنونی عربستان سعودی بر تخت سلطنت نشست. 
او با آغاز پادشاهی خود، کوچکترین برادرش مقرن بن عبدالعزیز را به عنوان ولیعهد و برادرزاده‌اش محمد بن نایف آل سعود را به عنوان جانشین ولیعهد انتخاب کرد. مشعل بن عبدالله فرزند شاه سابق را از امارت مکه و بندر بن سلطان را از شورای امنیت ملی کنار گذاشت. بندر که در زمان ملک عبدالله مشاور و نماینده ویژه وی بود، از این سمت هم در دوران حکومت سلمان کنار گذاشته شد.
سلمان بن عبدالعزیز همچنین چند نهاد دولتی مربوط به دوران حکومت ملک عبدالله را منحل کرد که شامل کمیته عالی سیاست آموزش، کمیته عالی ساماندهی و تنظیم اداری، شورای خدمات مدنی، شورای آموزش عالی و دانشگاه‌ها، شورای عالی شهر علوم وفناوری ملک عبدالعزیز، شورای عالی آموزش، شورای عالی امور نفت و معادن، شورای عالی اقتصادی، شورای امنیت ملی، شورای عالی امور اسلامی، شورای عالی شهر انرژی هسته‌ای و انرژی تجدیدشونده ملک عبدالله و شورای عالی امور معلولان بودند. 
وی دو نهاد جدید تشکیل داده‌است که اولین نهاد، شورای امور سیاسی و امنیتی و دومین نهاد، شورای امور اقتصادی و توسعه اعلام شده‌است که روسای هر دو نهاد به عنوان اعضای کابینه نیز منصوب شده‌اند.
در 21 ژوئن 2017 سلمان بن عبدالعزیز، محمد بن سلمان را به عنوان ولیعهد جدید این کشور معرفی کرد.
محمد بن سلمان بن عبد العزیز آل سعود (متولد 31 اوت 1985) به عنوان قدرت اصلی دربار پدرش ملک سلمان توصیف می شود، اینک ولیعهد جوان بدلیل بیماری و پیری و ناتوانی پادشاه سکان قدرت را در دست گرفته و داعیه برافراشتن پرچم تغییرات در سیاست داخلی و خارجی دارد.
رویدادهای روز های اخیر از جمله بازداشت گروهی شاهزاده ها در عربستان ، استعفای سعد حریری نخست وزیرلبنان با صدور بیانیه ای از شهر سلطنتی ریاض ، شلیک موشک به تختگاه آل سعود ازیمن خاورمیانه را وارد بحرانی دیگر و نگاه جهانیان را به آن معطوف کرده و موجد و موجب گمانه زنی ها و نگرانی از بروز جنگ و رویارویی و جنگ نیابتی دیگردر منطقه را تشدید کرده است.
خاستگاه اصلی سه رویداد روزهای اخیر نشان می دهد که عربستان در قامت کانون و عامل اصلی شکل گیری بحران جدید در خاورمیانه ظاهر شده است، اکنون ولیعهد جوان پادشاه بیمار عربستان که سکان کشور را بدست گرفته و در واقع به تصمیم گیرنده اصلی تبدیل شده است ، در سیاست داخلی به رقبای داخلی خود اعلان جنگ و با داعیه مبارزه با فساد و اصلاح امور شماری از شاهزاده ها و صاحبان سرمایه را بازداشت کرده است.
فرمانده گارد ملی و فرمانده نیروی دریایی عربستان سعودی هم برکنار شده‌اند. و رسانه های گزارش دادند که نام برادر بن لادن و رئیس بنیاد مالی بن لادن در ریاض هم در بین بازداشت شدگان گزارش شده، هرچند مقام‌های عربستان هنوز این موضوع را تأیید نکرده‌اند. چهار وزیر فعلی و بیش از 10 مقام سابق و 11 شاهزاده سعودی بازداشت شده‌اند که یکی از مشهورترین آنها شاهزاده ولید بن طلال، میلیاردر سعودی و سرمایه‌گذار شرکت‌ های توییتر و اپل است.
این تغییرات با دو انگیزه اول تثبیت قدرت خود در هیات حاکمه و دوم کاهش فشارهای متحدان خارجی و سازمان های بین المللی منتقد به وضعیت داخلی عربستان صورت گرفته است که حمایت جوانان و مخالفت پیران و ریش سفیدان هیات حاکمه رادرپی داشته است. 
برخی تحلیلگران این اقدام را انقلاب در ریاض و برخی نیز زمینه سقوط ولیعهد می دانند بطوری که اسپوتنیک نقل کرده است که جان بولتن نماینده اسبق امریکا در سازمان ملل که به دیدگاه افراطی علیه ایران شهرت دارد، در نشست هفتگی وب سایت محافظه کار'بریت بارت نیوز' گفت که ممکن است ولیعهد عربستان به سرنوشت شاه ایران دچار شود اما تاکید کرد که هنوز نسبت به نتیجه این اقدامات تردید دارد و مطمئن نیست که ولیعهد سعودی توانسته باشد قدرت خود را درون هیات حاکمه سیاسی تثبیت کرده باشد. 
از سوی دیگرمحمد بن سلمان در سیاست خارجی رقابت با ایران بعنوان یکی از قدرت های اصلی خاورمیانه و شعله ور کردن تضادهای منطقه ای برای جلوگیری از نفوذ رقیب اصلی در منطقه بویژه در لبنان ، سوریه و عراق را یکی از مهم ترین و محور سیاست خارجی خود قرار داده است.
آل سعود در همین راستا تحرکات دیپلماسی و نظامی خود را در منطقه تشدید کرده که یمن به عنوان یکی از کانونی ترین تحرکات نظامی و مساله لبنان و استعفای سعد حریری از نخست وزیری از جمله این تحرکات سیاسی در منطقه است.
استعفای سعد حریری و پرتاب موشک از یمن به قلب عربستان که آل سعود مدعی شده این موشک در واقع از سوی ایران پرتاب شده و ایران قاطعانه آن را رد کرده است تنش روبط بین دوقدرت اصلی منطقه را بسیار تشدید کرده است.
حال باید پرسید ریاض با استعفای سعد حریری که همه معتقدند با برنامه و براسای خواسته آل سعود سعود صورت گرفته به دنبال چیست؟ طرح دعوی دخالت مستقیم ایران در پرتاب موشک از سوی حوثی ها به عربستان چه سناریویی را دنبال می کند ؟ ایا عربستان با این ادعا در پی رویارویی مستقیم با رقیب اصلی منطقه ای خوداست؟ ایا با تشدید بحران و رقابت قدرتهای و بازیگران اصلی راه حل جدیدی برای بحران خاورمیانه شکل می گیرد ؟ 
** استعفای سعد حریری 
سعدالدین رفیق حریری (زاده 18 آوریل 1970 ) دومین پسر رفیق حریری، سیاست‌مدار لبنانی است . وی از نوامبر 2016 به عنوان نخست‌وزیر لبنان انتخاب شد و 4 نوامبر 2017 در ریاض با صدور بیانیه ای که مدعی شد جانش در خطر است و با سخنانی علیه ایران و حزب الله از نخست‌وزیری استعفا کرد. 
فرماندهی ارتش لبنان در پی ادعای حریری با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد هیچ سوءقصدی به جان «سعد الحریری» نخست‌وزیر مستعفی این کشور وجود نداشته‌است و وزارت خارجه ایران اتهامات حریری علیه ایران و خواندن متن استعفا در عربستان سعودی را بازی کردن در زمین دیگران دانست.
حریری متولد ریاض، پایتخت عربستان است و به جز شناسنامه لبنانی دارای تابعیت سعودی نیز است و تا پیش از ترور پدرش، در سال 2005 میلادی در عرصه سیاسی لبنان حضور نداشت و اغلب به اداره شرکت ‌های بازرگانی و مالی پدرش در عربستان و لبنان مشغول بود. ومانند پدرش روابطی قوی و بسیار نزدیک با خاندان سعودی دارد و بیشتر اوقات فراغتش را در عربستان می ‌گذراند. علاقه وی به خاندان سعودی به اندازه‌ ای است که حتی نام یکی از فرزندانش را «عبد العزیز» گذاشته است.
حریری یک روز پس از دیدار با علی اکبر ولایتی در بیروت و در سفر به ریاض استعفا کرد و این امر موجب گمانه زنی های زیادی شد از جمله این که سعد حامل پیام ایران به عربستان و پاسخ به درخواست ریاض از تهران درباره لبنان و حزب الله بوده است که با رد آن درخواست ها ،آل سعود سناریوی استعفای سعد را کلید زده است.
بسیار از تحلیلگران و رهبر حزب الله لبنان استعفای حریری را نه تصمیم وی بلکه تصمیم ریاض دانستند بطوری که نصراللهیک روز پس از صدور بیانیه استعفا طی سخنانی گفت که زبان، مضمون و ادبیات استعفای الحریری با بیانیه‌های قبلی و حتی با بیانیه‌های رفیق الحریری (پدر سعد) متفاوت است.
این استعفا به گفته وی ، نشان دهنده دخالت زیاد و آشکارای عربستان سعودی در امور داخلی لبنان است و اگر بخواهیم به مضمون سیاسی بیانیه استعفای حریری پاسخ دهیم باید مستقیما به عربستان پاسخ دهیم نه خود حریری. ما (حزب‌الله می‌گوییم) که آرزوی استعفای سعد حریری را نداشتیم و شاهد آن بودیم که امور به صورت منطقی به پیش می‌رود و تمامی موضوعات در جلسه وزیران مورد بحث و بررسی قرار می‌گرفت و معتقدیم که دولت قدرت ادامه و افزودن دستاوردها تا زمان اجرای انتخابات پارلمانی آتی و توانایی برگزاری انتخابات را داشت.
در عین حال این استعفا نشانگرنزدیک شدن و شکل گیری پیمان مثلث امریکا ، عربستان و اسرائیل است ، ترامپ ، نتانیاهو و سلمان در صدد شکل دهی سیاست ضد ایرانی هستند و کاهش نفوذ ایران در لبنان و تضعیف حزب الله یکی از برنامه ها و سیاست های اصلی این مثلث است و ریاض استعفای سعد حریری را به عنوان اولین گام اجرای این سناریو را رقم زده است.
عربستان با استعفای حریری در واقع خواسته نقش خود را به عنوان یک بازیگر اصلی در عرصه سیاسی لبنان به ایران و دیگر کشورها نشان دهد.
از سوی دیگر برخی این استعفا را برآیند تحولات در سوریه و آزاد سازی شهر دیرالزوی نیز می دانند شهری که برای سعودی ها از اهمیت بسیاری برخوردار است و حلقه اتصال راه زمینی دمشق و لبنان است که ریاض آن راه ارتباطی ایران با لبنان می بیند.
از دیگر دلایل این استعفا و سناریوی عربستان ، مقابله با حزب الله مهم ترین متحد و همپیمان تهران است که می تواند منجر به سناریوی دیگر برای برای جنگ با حزب الله از طریق یکی از راس های مثلت یعنی تلاویو شود.
اما حلقه مسکوت این استعفای این است که با کنارگیری حریری آیا دولت سر کار خواهد اما که بیشتر از سعد حریری منافع ریاض و دو ضلع دیگر مثلث ( امریکا و اسراییل) را تامین کند و یا این که می تواند نقش حزب الله را در لبنان تضعیف کند. 
** پرتاب موشک از یمن
پرتاب موشک از یمن که وزارت حمل و نقل عربستان روز شنبه اعلام کرد که در حوالی فرودگاه بین‌المللی ملک خالد واقع در حومه ریاض، پایتخت، رهگیری شده است. بهانه ای شد تا ریاض جنگ لفظی خود را علیه ایران تشدید و حملات و تنش با تهران رقیب قدرتمند خود را وارد فاز جدید کند.
ائتلاف تحت رهبری عربستان دو روز بعد با متهم کردن ایران به نقش داشتن در این حمله موشکی مدعی شد که این حمله را 'تعرض مستقیم نظامی' از سوی ایران قلمداد می کند و هشدار داد: که ' پادشاهی عربستان حق پاسخگویی به ایران را در زمان و شکل مناسب محفوظ می داند.'
دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا نیز درواکنش گفت که به عقیده او، پرتاب موشک از یمن به عربستان، کار ایران بوده است.
در پی آن ایران نیز پاسخ روشن و صریحی به عربستان داده و ضمن رد تمامی ادعاها ، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، بیانیه ائتلاف را نوعی 'عملیات ناشیانه و نابجای روانی' از طریق 'وارد کردن اتهامات موهوم، بی اساس و سراسر کذب' دانسته و خواهان پایان عملیات نظامی عربستان سعودی و متحدانش در یمن شده است.
محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران ایران ضمن رد اظهارات رئیس جمهور آمریکا و این که سخنان ترامپ 'بی‌حساب، غلط و دروغ' است گفت که : 'اصلا ما امکان انتقال موشک به آنجا را نداریم و موشک‌ها برای خودشان است که بازسازی و برد آن را زیاد کرده‌اند .' 
این کنش ها و و اکنش ها این پرسش اصلی را ایجاد کرده است که ایا جنگ نیابتی در خاورمیانه به رویارویی مستقیم بین قدرت های منطقه می انجامد ؟ پیش از پاسخ به این پرسش باید نیم نگاهی به تاریخ روابط و مناسبات دو کشور داشته باشیم.
مناسبات و روابط ایران و عربستان طی سال های پس از انقلاب اسلامی فراز و فرود زیادی را تجربه کرده است و این فراز و فرود به دلیل منافع متضادی از جمله داعیه رهبری جهان اسلام ، اختلافات مذهبی ، قومی واختلافات مرزی در خلیج فارس ناشی از بهره‌برداری بیشتر از منابع هیدروکربنی خلیج فارس بوده که در عرصه‌های سیاست خارجی برای خود تعریف کرده‌اند. 
از همین رو روابط دو کشور هیچ‌گاه از ثبات و شاید از سطح مطلوب بخوردار نبوده و تنش های زیادی را تجربه کرده است که شروع آن در نهم مرداد سال 1366 بوده است هنگامی که حجاج ایرانی تظاهرات برائت از مشرکین را برپا کرد و پلیس عربستان به روی آنان آتش گشود که در جریان آن 400 نفر کشته و 300 زخمی شدند و عربستان سعودی سفارت خانه خود در تهران را تعطیل و روابط دیپلماتیکش با ایران را قطع کرد.
با روی کار آمدن اقای هاشمی رفسنجانی در سال 1368 تلاش زیادی صورت گرفت که روابط ایران و عربستان عادی شود لذا رییس جمهوری دو بار به عربستان سفر و با امیر عبدالله ولیعهد وقت دیدار و گفت وگو کرد این دیدارها و گفت گو های دیپلماتیک در دوران دولت اصلاحات ادامه پیدا کرد و روابط دو کشور بهبود یافت . 
با روی کار آمدن دولت های نهم و دهم تنش ایران و عربستان دوباره بالا گرفت. رییس دولت دهم کشور‌های عرب منطقه را به دست داشتن در کشتار فلسطینیان متهم کرد و عربستان نیز مدعی شد که تهران درصدد ترور عادل جبیر سفیر وقت ریاض در امریکا ( وزیر خارجه کنونی) بوده است..
در دولت یازدهم و با روی کار آمدن حسن روحانی پیش بینی می شد که دو کشور باردیگر بهبود روابط را تجربه کنند و از تنش خارج شوند و در سال 1392، عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه وقت عربستان از اولین رهبران دنیای عرب بود که به رییس جمهوری ایران تبریک گفت.
نگرانی از افزایش نفوذ ایران در منطقه که یکی از نگرانی ها و دغدغه های دیرینه ریاض بوده با توافق 1+5 موسوم به برجام روبه افزایش گذاشت و دولت آل سعود تحرکات دیپلماتیک خود را برای جلوگیری از پیامدهای مثبت و لغو تحریم های آمریکا و اروپا علیه ایران اغاز کرده است. 
تعرض جنسی ماموران بازرسی فرودگاه جده به دو نوجوان ایرانی در سال 1394 ، تلاش عربستان در افزایش تولید اوپک و کاهش قیمت نفت سقوط جرثقیل در مکه و حادثه منا در همین سال که موجب کشته ، مفقود و زخمی شدن شمار زیادی حجاج ایران، اعدام شیخ نمر باقر النمر روحانی شیعه درعربستان و اقدام خودسرانه برخی افراد به سفارت و کنسولی ریاض در تهران و مشهد بحران روابط ایران و عربستان را بار دیگر تشدید کرد و این بحران با روی کار آمدن ملک سلمان وولیعهدی محمد بن سلمان به مرحله ی جدیدی رسیده است.
روی کار آمدن رییس جمهوری افراطی و دست راستی امریکا محرک دیگری برای عربستان بوده تا سیاست ضد ایرانی خود را بیشتر بروز دهد و اضلاع اتفاق مثلث امریکا ، اسراییل و عربستان را برای بهم نزدیک کرده است. 
حال با شلیک موشک یمنی به حومه ریاض عربستان جنگ لفظی خود را علیه ایران تشدید کرده است جنگی که سال هاست آغاز شده است و منجر جنگ های نیابتی در سوریه ، عراق و ... را در پی داشته است.
اکنون عربستان برای تقابل با قدرت و نفوذ ایران در منطقه به عنوان یک رقیب قدرتمند دو سناریو را در پیش دارد یا روش پیشین را و با شرکت در جنگ نیابتی با حزب الله و ایجاد بحران در لبنان ادامه دهد و یا با ایران با رجز خوانی که اعلام شده از سوی ائتلاف عربی مبنی براینکه ' ' پادشاهی عربستان حق پاسخگویی به ایران را در زمان و شکل مناسب محفوظ می داند.' وارد رویارویی مستقیم شود.
برخی بروز هرگونه اتفاقی را نا ممکن نمی دانند و شرایط منطقه را بسیاری خطرناک چون بشکه باروتی می دانند چرا که ولیعهد جوان عربستان به عنوان سکان دار اصلی رژیم آل سعود یک سیاست خارجی تهاجمی تر نسبت به ایران دارد.
سیاست های افراطی و غیر قابل پیش بینی ترامپ نیز می تواند عامل تحریم عربستان برای ورود به یک بازی خطرناک باشد. 
از سوی دیگر رویارویی مستقیم بین ایران و عربستان به اعتقاد بسیاری تحلیل گران دور از ذهن است چرا که درگیری دو کشور علاوه بر منطقه دیگر کشورها را درگیر خواهد کرد و سطح بحران گسترده خواهد شد و امینت جهانی را به خطر خواهد انداخت.
روسیه اکنون یک بازیگر امنیتی مهم در خاورمیانه است که نقش تعیین کننده ای در منطقه دارد و می تواند به عنوان یک عامل مهم بازدارنده در بروز درگیری مورد نظر آمریکا و اسراییل باشد و به ایران به عنوان یک متحد مهم برای شکل دادن به یک نظم منطقه ای جدید که منافع کشورش تامین می کند، نیاز دارد. 
موضوع مهم تر این که عربستان سعودی در حال حاضر با فقیر ترین کشور عربی منطقه درگیر است و هنوز این جنگ دستاوردی برای سعودی ها نداشته و لذا درگیری مستقیم با کشوری با تجربه جنگ هشت ساله عراق و توان و نیروی نظامی بالا بطریق اولی هیچ دستاوردی برای ریاض نخواهد داشت.
افزایش چشمگیر توان نیروهای نظامی ، تجربه جنگ با عراق و توانمندی‌های موشکی ایران بر کسی پوشیده نیست و لذاقدرت بالایی برای پاسخ به تهاجم عربستان به روش های گوناگون دارد اما این مساله اصلا به معنای این نیست که ایران با دیپلماسی پخته و دیپلمات های ورزیده دست به اقدامی بزند بلکه به اعتقاد کارشناسان نظامی غرب توان نظامی موشک‌های دقیق زن ، به تهران امکان یک مجموعه از گزینه‌های نظامی و انعطاف عملیاتی بیشتر را می‌دهد که این موضوع چالشی برای برنامه‌ها و طرح‌های آمریکا در خلیج فارس خواهد بود.
اما گزینه و سناریوی دیگر عربستان تضعیف حزب الله در لبنان است بطوری که ثامر السهبان وزیر مشاور عربستان در امور شورای همکاری خلیج فارس گفت که لبنان به دلیل اقدامات حزب الله عملا علیه عربستان اعلان جنگ کرد. 
این سخنان درگیری و جنگ با حزب الله را بیش از پیش قوت می بخشد و گمانه زنی ها حاکی از آن است که ریاض درصدد وارد کردن تلاویو به جنگ دیگر با حزب الله است و در واقع استعفای سعد حریری و ایجاد بحران جدید در لبنان و درگیر کردن حزب الله در این بحران از جمله سناریوی آل سعود برای جنگ نیابتی و تقابل با منافع ایران در منطقه است.
نتیجه گیری : 
بی تردید روابط ایران و عربستان با رویدادهای اخیر وارد مرحله جدیدی از تنش ، جنگ سرد قدیمی ، جنگ نیابتی شده است که می تواند دامنه این درگیری ها را که از سوی عربستان و سیاست های تهاجمی ولیعهد جوان در جهت تثبت قدرت خود در داخل و اثبات داعیه رهبری جهان اسلام است ، به کل منطقه سرایت کند و جهان را با بحران جدید غیر قابل پیش بینی روبه رو سازد.
شاید بحران کنونی منطقه پس لرزه های پسا داعش است که عبور از آن به هوشیاری و عقلانیت کارامد کشورهای منطقه نیازدارد و اکنون جامعه بین الملل وظیفه بس خطیر برای جلوگیری از درگیری ها در منطقه برعهده دارد.
جمهوری اسلامی ایران چنانچه تا کنون در برخورد با سیاست های شتاب زده تنش زای عربستان منطق دیپلماسی را در دستور کار خود قرار داده است باید هوشیارانه و مقتدارنه دکترین امنیتی و اولویت سیاست خارجی خود را که ثبات و امنیت منطقه ای است ادامه داده و با تکیه بر اصول بین المللی منافع خود و کشورهای منطقه را دنبال کند.

ارسال خبر به ديگران

نام شما:
ايميل شما:
ايميل گيرنده:
توضيح:
کلیدواژه ها : خاورمیانه جدید     |     بازی‌سازی خاورمیانه     |     خاورمیانه     |    
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :
مشاهده نظرات
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
نظر شما :
کليه مطالب اين سايت متعلق به پایگاه خبـری تحلیـلی
ایرانیان خارج از کشور می باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
logo-samandehi